تبلیغات
قایق

چكنویس شعرهای من؛ جایی برای بداهه نوشتهایم ... استفاده از مطالب و شعرهای این وبلاگ با ذكر نام شاعر (راشین گوهرشاهی) بلامانع اس

آرام بگیرم

نویسنده : صبح
تاریخ:چهارشنبه 20 شهریور 1398-05:36 ب.ظ

بگذار که از دست تو آرام بگیرم!
تا چون تو رها باشم و از عشق نمیرم!

بگذار که بگریزم و پرهیزم ازین کام
برخیزم و لب بر کشم از کاسه ی شیرم...

در فاجعه ی عشق تو در بند جنونم
در دست تو آزادم و در خویش اسیرم

بگذار که برگردم و این راه بماند
من آن سر سودایی در لانه ی شیرم

از عشق تو جز زجر؛ چه بودست نصیبم؟
این قائله هم ختم بخواهد نپذیرم!

بگذار جنون؛ جان مرا سخت بسوزد
آنگونه که از درد جنون تو بمیرم،

یا در قفس عشق تو آرام بگیرم!

#راشین_گوهرشاهی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بگذار بمیرم

نویسنده : صبح
تاریخ:چهارشنبه 20 شهریور 1398-03:24 ب.ظ

بگذار که از دست تو آرام بگیرم!

تا چون تو رها باشم و از عشق نمیرم!

بگذار که بگریزم و پرهیزم و این کام

بردارم و لب بر کشم از کاسه ی شیرم...

در فاجعه ی عشق تو در بند جنونم

از دست تو بگریزم و در خویش اسیرم

بگذار که برگردم و این راه بماند...

من آن سر سودایی در لانه ی شیرم

از عشق تو جز زجر؛ چه بودست نصیبم؟

این قائله ام ختم بخواهد نپذیرم!

بگذار جنون؛ جان مرا سخت بسوزد

بگذار که از درد جنون تو بمیرم.

#راشین_گوهرشاهی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مرا ترک میکنی

نویسنده : صبح
تاریخ:سه شنبه 12 شهریور 1398-03:09 ب.ظ

مرا ترک میکنی!

اما من

در نفسهای تو روییده ام!

می توانی نفس کشیدنت را ترک کنی؟

مرا ترک میکنی

اما من

در فنجان چای تو غرق شده ام!

می توانی چایت را ننوشی؟

مرا ترک میکنی!

اما من،

دیوانه وار در خیالت زنده ام؛

از هر مسیری به سمتت می آیم،

از زمین می رویم و از ابرها می بارم

از درختها ...از آسمان...

از در و دیوار بیرون می زنم!

و

به هرکجا نگاه کنی

من آنجایم!

مرا ترک میکنی

اما من

در تو جا مانده ام!

می توانی خودت را ترک کنی؟

#راشین_گوهرشاهی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در کوچه باغ مبهم پاییز

نویسنده : صبح
تاریخ:شنبه 9 شهریور 1398-11:48 ق.ظ

.

من بی تو در دامان یک پاییز جاماندم!

مانند مرغی از عطش لبریز جاماندم... .

.

مرغان دیگر از خیالت بال و پر چیدند

من مرغ بی بالم که در پرهیز جاماندم!

یاران دیگر بار خود بهر سفر بستند

درگیر تب بودم که در تبریز جاماندم...

.

من شاعری آزاده از دام غمت بودم

در بند حصر خسروی پرویز جاماندم

انگار ای روح غزل عین خیالت نیست؛

در کاسه ات از طعم غم لبریز جاماندم!

من کودک حوای عشقم لیک بی مادر

در کوچه باغ مبهم پاییز جاماندم!

باغ نشابورت مزار سربداران است...

سیبم که بر شمشیر این چنگیز جاماندم!

#شعروطراحی :

#راشین_گوهرشاهی

#soulpainting #spiritualpainting &#poem by:

#Rashin_Goharshahi




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مهلت بودن

نویسنده : صبح
تاریخ:سه شنبه 5 شهریور 1398-01:40 ب.ظ

گذشت مهلت بودن ...غم سراب رسید

قرار؛ از دلمان رفت و اضطراب رسید

دلم گرفته ولی هیچ کس نمی داند

چگونه راه من از تو به اجتناب رسید...

چگونه خاطر آسوده ام پریشان شد

چگونه موی سیاهم به آسیاب رسید

دلم گرفته ولی چشمها نمی دانند

چطور زائر عشقت به گرد خواب رسید

کدام وادی مستی ترا پریشان کرد

چگونه دست تو جامی پر ازشراب رسید...

کدام گوهر شاهی به کاسه ات افتاد

که هرکه سنگ غمت زد... به عشق ناب رسید

تمام زندگی ام فصل تلخ مردن بود

گذشت روز رهایی ...شب عذاب رسید!

شعر و طراحی:

#راشین_گوهرشاهی

@ketabera




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خدای مهر

نویسنده : صبح
تاریخ:سه شنبه 5 شهریور 1398-01:25 ب.ظ



خدا کند که دلت را خدا نگه دارد

خدا وجود تو را از بلا نگه دارد

تویی که مست جنونی دعا کنم هردم؛

شراب عشق، تو را مبتلا نگه دارد

که گرد حادثه پایش به دامنت نرسد

خدا هوای تو را از قضا نگه دارد

خدا کند که نرنجی دوباره از دل من

خدا تو را به دلم آشنا نگه دارد

دمی خیال نبودن، به خاطرت نرسد

خدا نگاه تو را از جفا نگه دارد

تویی که زاده ی مهری سپردمت به خدا

خدای مهر، تو را یار ما نگه دارد...



#شعروطراحی :

#راشین_گوهرشاهی.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مقصد خوابها

نویسنده : صبح
تاریخ:دوشنبه 4 شهریور 1398-02:40 ب.ظ

مقصد خوابهایت کجاست؟

مرا در جهان خودت حبس کن

خاکم را زیر و رو کن!

خودت را بکار در من

قطعا بهار که می آید

شکوفا می شوم!



راشین گوهرشاهی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آب و آتش

نویسنده : صبح
تاریخ:دوشنبه 4 شهریور 1398-02:36 ب.ظ

می گویم آب

می گویی آتش...

می گویم عشق

می گویی سراب...

بعد ازین؛

معنی نكن كلماتم را

!

#راشین_گوهرشاهی (صبح)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قیامت

نویسنده : صبح
تاریخ:دوشنبه 4 شهریور 1398-02:32 ب.ظ

خودت را به دستان خدا نسپار!

تو را در دامن من می افکند!

و من دیگر

به عشق تو ایمانی ندارم!


دیدار دیگری در کار نیست...

حتی در قیامت!

خودت را به دستان خدا نسپار؛

وگرنه

عاشقم میکند و

قیامت میکنم؛

تا داشته باشمت!


#راشین_گوهرشاهی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درد

نویسنده : صبح
تاریخ:دوشنبه 4 شهریور 1398-02:31 ب.ظ

بگذار درد من،

درمان تو باشد!



راشین گوهرشاهی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ته دیگ

نویسنده : صبح
تاریخ:دوشنبه 4 شهریور 1398-02:30 ب.ظ

یکی از شعرهای گمشده ی هفت سال پیشم که به لطف فیس بوک ریکاوری شد : ) :

در دیگ ته گرفته ی احساسم

شوربای تناقض چشمانت

مثل سیر و سركه

مدام می جوشد.

ر.گ(صبح)

(حتی اگه مثل خیلی از زنای منزوی دنیا؛ از زندگی سگی هیچی سر درنمیاوردم جز آشپزی و خانه داری؛ باز برای تسكین احساسم اینطوری شعر می گفتم)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

همه اش منم!

نویسنده : صبح
تاریخ:دوشنبه 4 شهریور 1398-02:29 ب.ظ

به سیاهه ی چشم های تو فکر میکنم!

و تو روزی در این چشمها زاده می شوی!

تو روزی برای زاده شدن پنجه می کشی بر دیواره چشمهات

تو روزی برای زادن دردهات ، به دنیا می آیی!

تو را با پوسته ای از تگرگ

می پوشانم

تو را با نغمه ای از درد می خوابانم

به تو رنج بردن را می آموزم

تجربه ای که خداوند از آن بری است

تا تن پوش رنج تو

نشان برتریت بر خدایان شود...

به سیاهه ی چشم های تو فکر میکنم!

به روزی که در چشمهایت زاده می شوی!

به روزی که برای زاده شدن

بر دیواره چشمهایت

پنجه می کشی !

تو روزی برای زادن دردهات ،

به دنیا می آیی!

تو را با پوسته ای از تگرگ

می پوشانم!

تو را با نغمه ای از درد می خوابانم!

به تو رنج بردن از هیچ را می آموزم!

تجربه ای که خداوندان از آن بری اند

تا تن پوش رنج تو

نشان برتریت بر خدایانت شود...

و آنگاه

می نشینم به نظاره

تا سجده گاه خودت باشی...

و اگر نخواهی

سجده کنی بر خویش،

تکفیرت میکنم!

تا شیطان خلق شود

و اینگونه تو را وامیدارم که جهانت را خلق کنی؛

آنگونه که انسان

زاده شود!

که این سه گانی تقدس را

به حقیقت جدایی از هم نیست؛

خدا ، شیطان، انسان

و همه اش منم!

#شعرونقش :

#راشین_گوهرشاهی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مرا در خودت دفن کن!

نویسنده : صبح
تاریخ:دوشنبه 4 شهریور 1398-02:28 ب.ظ

مرا در خودت دفن کن!

مهرت را بر من بتاب!

بارانت را بر من ببار؛

آنگونه که در تو بشکوفم !

آنگونه که پیچک شوم بر بازوهات

آنگونه که بغض شوم در حنجره ات

درد عشق شوم در سینه ات...

مرا در خودت دفن کن!

می خواهم بدانم در رویاهات،

خواب کدامین پری را دیده ای!

بر زورق کدام آرزو نشسته ای!

و بر دریای

کدامین عشق

شناوری؟

می خواهی با تو

همسفر شوم؟

مرا در خودت دفن کن؛

تا جهان را

از زاویه ی چشمهای تو ببینم!

تا درد شقیقه ات را حس کنم!

و ازینکه دیگر چیزی با من

نگویی

نترسم!

مرا

در خودت بمیران؛

اگر می خواهی

سکوت کنی!

#راشین_گوهرشاهی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعبده عشق

نویسنده : صبح
تاریخ:جمعه 1 شهریور 1398-08:43 ب.ظ

عزیزم!

وقتی عشق بمیرد؛

من به شعبده ای تلخ بدل می شوم!

همچون خرگوشی سیاه؛

که کبوتر سفید کلاهت را

بلعیده باشد!

و تو

وقتی عصای جادویی ات را

به کلاهت می زنی

این منم که از برابر چشمت می گریزم؛

یخ زده

هراسان!

اما جایی

جز آغوشت

برای پناه از ترسهایم نیست...

.

عزیزم!

از تو به اندازه ی بغضی که سر زده میشکوفد

بیزارم!

دوباره مرا

با بوسه ای

به کبوتری سپید بدل کن

تا از بیزاری؛

به عشق

برگردم!

#شعرنقش :

#راشین_گوهرشاهی

#شعرونقاشی

#poem & #spiritualpainting by:

#rashin_goharshahi




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کلاغی در من ریشه دوانده است

نویسنده : صبح
تاریخ:جمعه 1 شهریور 1398-08:42 ب.ظ

کلاغی در من ریشه دوانده؛

پاییز جان!
از آن کلاغها که از مترسکها،
نمی ترسند!

هر روز پنجه های کلاغ،
در باتلاق جمجمه ام
فروتر می رود؛

و با قارقار وهم آلودش
پرده ی هوشم می درد
نه من از او
رهایی دارم؛
و نه او از من!

کاشکی لطف کنی؛
اینبار که می آیی،
پنجه های کلاغت را
از روحم جمع کنی ببری!
وگرنه این مرغ وحشی،
لانه میکند بر فلسفه ام
و
رگهای روحم را
به اشک آسمان می بافد و
دستان چوبی ام را
به نردبانهای زمین،
تا باران ببارد و
کرمها از من بالا تر روند،
و در چشمهایم پیله کنند...

و آنوقت پروانه ها ی رقصان
قوانین عاطفه ام را بر هم می زنند
و تو مفهوم اندوه بارت را
از دست می دهی و
عاشق می شوی
و من معنای وهم آلودم را
از دست می دهم
و شاعر می شوم؛
آنوقت بهار می شود و
نظم طبیعت
برهم می خورد!

پاییز جان!

#شعرنقش :
#راشین_گوهرشاهی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :25
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
فال امروز