تبلیغات
قایق - یكم مهر

امروز:

یكم مهر

بوی باروت می دهد دهنت
حمله های  تو اتفاقی نیست
عشق؛ از جنگ ما خبر دارد
باز هم حمله كن...خیالی نیست


 شاید اینبار مرز بودن را
واژه ای بمب شد... تو را بارید
من؛ عقب گرد كرده ام از تو
ارتشم را دلت به جوخه كشید
تر شدم زیر بار رگبارت...

 


صبح(راشین گوهرشاهی)


 

***************
 
 

یكی باید تو را در بند می كرد...
یكی كه خنجرش دست خودت بود
به زهر خنده ات لبخندمی زد
همان وقتی كه  جانش بر لبت بود...

همان وقتی كه تصویر تو را داشت
میان آینه سرگرم می كرد
مقوایی ترین احساس خود را
نقاب صورتی بیرنگ می كرد
....
...

یكی باید تو را در بند می كرد.
..
.


صبح(راشین گوهرشاهی)


 

 

******************************
 

یكی بودم یكی بودی یكی بود
سپاه هستی ام را شعر آلود...
مسلسلها به تب شلیك كردند
گناهش فكرهای مخملی بود.

راشین گوهرشاهی(صبح)


نوشته شده در : شنبه 1 مهر 1391  توسط : صبح.    نظرات() .