تبلیغات
قایق - نمی دانم چرا!

امروز:

نمی دانم چرا!

 

باز در فکری که برگردی نمی دانم چرا!

چادر مشکی به سر کردی نمی دانم چرا!

یک نفس دنیا حماقت کرد و یوسف دل نبست

تا ابد درگیر این دردی نمی دانم چرا!

گریه های حسرتت آشوب طوفان و بلاست

عشق را دیوانه تر کردی نمی دانم چرا!

یک جهان تاریک تو یک شهر، دلتنگت ولی...

شمع را با خود نیاوردی نمی دانم چرا!

گفته بودی می روی از عشق دوری می کنی

اینقدر از عشق دلسردی نمی دانم چرا!

می روی اما نگاهت پشت سر جامانده است...

غصه دارم دیر برگردی نمی دانم چرا!

من نمی دانم کجا باید تورا پیداکنم

مثل یک دیوانه ولگردی... نمی دانم چرا! 


سرایش شعر: راشین گوهرشاهی

کانال تلگرام آثار:  ketabera@


نوشته شده در : سه شنبه 27 تیر 1396  توسط : صبح.    نظرات() .