تبلیغات
قایق - اوهام

امروز:

اوهام

 

نه!...

شانه ام به مرزهای آسمان نمی رسد...

دست من به سازهای این جهان نمی رسد

هرچه داد می زنم، و هرچه جیغ می کشم

ناله ام به گوشهای این و آن نمی رسد

تا ابد اگر میان وهمهای خود سفر کنم

قصه ام به انتهای این  خزان نمی رسد

راه می روم نه، می دوم ... سقوط می کنم

راه من  به دشتهای بیکران نمی رسد

مرده ام ... پلی میان گورها کشیده ام

کار من به لاشه های نیمه جان نمی رسد

مرده ها فضای  عشقهایشان مجازی  است

من لبم به کوزه های دیگران نمی رسد

هرچه بیل می زنم، و هر چه گور میکنم 

پای من به پله های آسمان  نمی رسد!

 

شاعر: راشین گوهرشاهی


نوشته شده در : دوشنبه 23 مرداد 1396  توسط : صبح.    نظرات() .