امروز:

مارهای این بیابان از خزیدن خسته اند


خوب یا بد، گوشهایم از شنیدن خسته اند...

چشمهای بسته ام از خواب دیدن خسته اند

آسمان چتر خیالت را تداعی می کند

 بالهای بی قرارم از پریدن خسته اند

مانده ام در راه تردیدی که سرماخورده است

کفشهای پاره حتی از رسیدن خسته اند

کوچه های شهر، از خشم تو طوفانی ترند

بادها در جستجویت از وزیدن خسته اند

کودکان با تیله های شعر بازی می کنند

تیله ها هم از دویدن... از سریدن خسته اند

مردم ازحال من، اسرار دلم را خوانده اند

پنبه های طعنه هم از سربریدن خسته اند

سرزنشها میکند خارمغیلان چاره چیست؟

مارهای این بیابان از خزیدن خسته اند...


شاعر: راشین گوهرشاهی

دعوتید به صفحه آثار راشین گوهرشاهی در تلگرام: 

 

@ketabera


نوشته شده در : دوشنبه 23 مرداد 1396  توسط : صبح.    نظرات() .