تبلیغات
قایق - بازیچه

چكنویس شعرهای من؛ جایی برای بداهه نوشتهایم ... استفاده از مطالب و شعرهای این وبلاگ با ذكر نام شاعر (راشین گوهرشاهی) بلامانع اس

بازیچه

نویسنده : صبح
تاریخ:چهارشنبه 22 شهریور 1396-10:25 ق.ظ


مثل یک بازیچه از دست تو افتادم ولی...
چشمهایم را به روی خویش باید ترکنم

باید از اشکم بپرسم بی قراری تا چه حد؟
شاید این عاشق کشی های تو را باور کنم

باید این دیوانه بازی را تحمل...تا به کی؟
مثل مرغی خویش را پای دلت پر پر کنم

خواستم مهر تو باشم آسمان! کو مهلتی؟
تا جهان را با نگاه عشق، خاکستر کنم

ترسم از افتادنت در قعر چاه یوسف است
از زلیخایی گذشتم قصه را بهتر کنم

باورش سختست اما زن شدن اعجاز بود
گر چه آنرا مثل یک اجبار باید سرکنم

داغ صحرا بر دلم بود و بیابان گرگ داشت
خواستم  در دام تو این عشق را باور کنم.

شاعر: راشین گوهرشاهی(صبح)


دانلود فایل صوتی این شعر با صدای هنرمند گرامی رضا فانی:

لینک دانلود





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
فال امروز