تبلیغات
قایق - نگران

چكنویس شعرهای من؛ جایی برای بداهه نوشتهایم ... استفاده از مطالب و شعرهای این وبلاگ با ذكر نام شاعر (راشین گوهرشاهی) بلامانع اس

نگران

نویسنده : صبح
تاریخ:شنبه 9 دی 1396-02:29 ب.ظ

نگرانم بروم عشق پریشان بشود

نگرانم نکند خواب تو ویران بشود

نگرانم بروم باغچه ی کوچک ما

غم پاییز خورد صید زمستان بشود

از خدا خواسته ام بلکه پس از رفتن من

باز باران بزند شهر گلستان بشود

باز باران بزند بلکه غم از هستی تو

رخت بربندد و از شهر گریزان بشود...

نگرانم بروم حزن رهایم نکند...

و دلم در غم هجران تو گریان بشود

و دعا میکنم این راه به پایان نرسد

و دلم از سفر رفته پشیمان نشود

شاید احساس کنم بی تو کمی مردترم

و فراموشی احساس تو  آسان بشود!


سرایش شعر: راشین گوهرشاهی






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
ازاده
چهارشنبه 13 دی 1396 09:23 ب.ظ
این "من" از گذشته های دور زندگی کرده است .
عاشق شده است و پخته شده است و پیر شده است .
در طول تاریخ بشر ، این "من" من ، بزرگ شده است .
وامروز قرعه به "اسم" من خورده است و "چشمم" به جهان بازشده است .
ز لطف شما همسفرانم ، در این صبح بیداری ، دیده گانم به جهان بازتر شده است .
این همه حس های قشنگ ، در کنار وجود شما ، همراهان ، دیده شده است .
....
و می دانی ، سالهاست که ریشه ی این "درخت" ، در خاک "زمین" ، پابرجا شده است .
خوشحالم از این که روزی ، در انبوه شاخ و برگها ، ساقه ی برگم به این درخت وصل شده است .
و می دانم ، در گذر زمان ، برگهای زیادی از درخت ، به خاک زمین افتاده شده است .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
فال امروز