تبلیغات
قایق - جنگ است نازنینا.!

امروز:

جنگ است نازنینا.!

جنگ است نازنینا

و من هر لحظه ممکن است تو را از دست داده باشم!

دستت را بر دیدگانت بگذار

نمی خواهم

اشکهایت را در برابر تیرباری که به رگهایم می ریزد ،

و رگباری که احساسم را سلاخی می کند

ببینم!

حتی اگر بخواهم نمی مانم...

چه کسی می داند بعد از جنگ چه خواهد شد؟

آنهایی که به جنگ من آمده اند تو را می خواهند

و من تو را در قلبم در جمجمه ام در جانم کاشته ام

جنگ است نازنینا!

و من وطنم را تنم را در برابر چشمان تو از کف داده ام!

چه کسی می داند بعد از من،

بعد از وطن

بعد از تن

بذر کدام شعر بر سرزمین لبهایت می شکوفد؟

و آیا زمان،

در برابر اشتیاق آغوش تو

درنگ خواهد کرد؟

جنگ است نازنینا!

و من تو را قبل از آنکه در آغوشم بیابم

بر گورم

کاشته ام؛

چون مسلسلی که بر سنگری

به دفاع عشق به پا خواسته باشد،

و بوی جنونی

او را سرمست نوازش کند!

سرایش شعر منثور:

#راشین_گوهرشاهی


نوشته شده در : چهارشنبه 30 خرداد 1397  توسط : صبح.    نظرات() .